چند روز پیش چند تا پازل بچه گونه گرفتم تا یه وقت بچه ای رو دیدم بهش بدم . مخصوصاَ پسرعموی
آقای ساترن که خیلی منو دوست داره . ![]()
داشتم به پازل ها نگاه می کردم که این رنگها و تصاویر کارتونی خوشگل چشم ر و گرفت . گفتم حالا
خودم بشینم یه بار درست کنم
. خیلی مزه می داد . از بچه گی عاشق پازل بودم . البته به غیر
پازل نقشه ایران و جهان . همیشه از اطلاعات عمومی بدم میومد .![]()
یه دفعه رفتم تو فکر
یعنی پازل زندگی رو هم می شه با همین رنگها تشخیص داد . یعنی از پس
پازل زندگی خودم بر میام
. یعنی میشه همه تیکه ها جلوم باشه و همه درست سر جاش بزارم .
خیلی تو فکر رفتم .
راستی روزهای خیلی خوبی رو می گذرونم
. عشقمون مثل گذشته شد .
چهارشنیه شب از ساعت ۱۱:۳۰ شب تا ساعات یک شب حرف زدیم تا آخرش که از عشق داشتیم
می مردیم . بعد اینهمه دعوا ، بزن و بکش آقای ساترن عزیز میگه لازم بود . خیلی وقت بود با هم دعوا نکرده بودیم .
من : 
یک موضوع دعوا این بود که هدیه روز مادرو که شریکی برای مامانم خریده بودیم رو من جلوجلو دادم .
بدون حضور آقای ساترن . خوب اصلاَ فکرش رو هم نمی کردم. 
یکی دیگه هم این بود که چرا وقتی دلت برای کسی می سوزه می گی بمیرم براش. چرا تو باید بمیری
؟؟؟ ![]()

بقیه ش هم بماند . قرار شد دیگه همه این یه هفته که به هردومون خیلی بد گذشته بود رو فراموش
کنیم . ![]()
پنج شنبه م همگی برای بار اول رفتیم خونه مامانی جونم . خیلی در کنار آقای ساترن بودن اون هم این
همه عاشق لذت بخش بود
. البته هر وقت یاد نوگل جونم می افتادم اشک همه چشمام رو
می گرفت . جاش خیلی خالی بود . دوست داشتم این روز با حضور نوگل جونم می شد .خیلی دعا
می کنم مامانی جون زحمت زیاد کشیده بود . هدیه مون رو دادیم.
خلاصه شب برگشتیم و آقای ساترن هم شب موند ولی صبح زود رفت . چون ما شب مهمون داشتیم.
به قول مامان آقای ساترن عزیزِمهمون . دیگه آخرین خواستگاری رسمی خواهری جونم هم تموم شد و
حالا اون هم باید پازل زدگیش را با دقت بچینه .
حس خوبی بود . با اینکه خواهر کوچیکه هستم ولی به خاطر اینکه این لحظه هارو زودتر تجربه کرده بودم
حس بزرگتر بودن رو داشتم . تو دلم خیلی خوشحال بودم . کیف می کردم . 
امیدوارم همه خوشبخت بشن . 
آقای ساترن عزیز بابت کادو روز زن خیلی ممنون
. می دونی که اصلاَ ازت توقع نداشتم . دوست
نداشتم توی این موقعیت این همه تو خرج بیافتی. ولی بازهم مثل همیشه سلیقه ت حرف نداشت .
چون هرکیدید گفت از کجا خریدی . 
از دوست جونام هم بابت تبریکات ممنون . و همچنین از خدای خوبم . همیشه دوستت دارم 
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 5:44 PM  توسط بانو مرکوری
|
