تبليغاتX
بانوی همین روزها

اينجا رو انگار خاك گرفته . چقدر از گردگيري بدم مياد. سخته دوباره شروع كردن. اتفاق خاصي نيست براي گفتن يعني در حال خاضر چيزي يادم نمياد.

همه چيز داره پيش ميره و من هنوز سركار ميرم و كلاس زبانمو ادامه دادم. ساترن هم مشغول كار و زندگي.

۸روز ديگه هم سالگرد عقدمون ميشه و تجربه با هم بودنموم يكسال بزگتر ميشه . يعني ميشه ۴ ساله.

راستي نيلوفري كه استعفا داد ماه ديگه ميره كانادا. چندوقت پيش هم عروسيش بود.

از همه دوستاي گلم كه باز برام كامنت ميزارين ممنون

خيلي دوستتون دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 10:40 AM  توسط بانو مرکوری   | 
نیلوفر دیگه نمیاد سر کار . استعفا داد برای زندگیش و آینده ش که مسما خوبه.

شاید اتفاقات  زیادی  برام افتاده باشه ولی دلم خواست اینم ثبت کنم.

موفق باشی عزیزم . دوستت دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 4:4 PM  توسط بانو مرکوری   |